تبلیغات
او خواهد آمد . . .
دوشنبه 8 خرداد 1391

حلول ماه مبارک رجب ...

   نوشته شده توسط: شهاب    

گل آرید و گل ریزید ماه رجب آمد / انگار که بر باده خورانش طرب آمد
گل بویید و گل جویید که باز هم / هنگامه غفران الهی رجــــــب آمد ...



رجب بهانه ای است برای دوستی با خدا ، لحظه هایتان سرشار از این دوستی باد


جمعه 7 بهمن 1390

جمعه ای دیگر در راه

   نوشته شده توسط: شهاب    

باز شب جمعه رسید و من همچنان در انتظار تو هستم،
در میانه راه زندگی و در جاده انتظار
بیراهه های زیادی را رفته ام ولی هنوز گم نشده ام .
به بن بست های زیادی برخوردم ولی هنوز ناامید نشده ام .
در جنگلهای زیادی زخمی شده ام، ولی هنوز از پا نیفتاده ام .
دستم را به دیواره های راه میگیرم و در تاریکی غیبت‌‍‌، پیش میروم.
هزاران بار زمین می خورم و دوباره زمین می خورم.
ولی باز میروم و به امید گرمی حضور تو برمیخیزم
و دوباره نرم و آهسته به پیش میروم .
گاهی یک راه را چندین بار دور خود میچرخم و باز میروم و برمی گردم.
و گاهی ساعت ها بی حركت و ساکن خیره می مانم .
و در این مسیر تنها به خیال تو خوشم.
می دانم هنوز در ابتدای راهم.
جاده زندگی من سنگلاخ است و همیشه تاریک...
ولی هر از گاهی نوری روشن می شود
و راه را نشانم می دهد
و من تنها خسته ام از بی تو بودن
از تنهایی و غربت،
از انتظار
و  ...


چهارشنبه 28 دی 1390

عریانی گلشیفته ، نادانی یا حق

   نوشته شده توسط: شهاب    

به گلی که شیفته اش بودیم ...
نیازی نمی بینم از نگاهت بگویم،نگاهی هم رنگ نگاه دخترکان و پسرکان کنارم،
نگاهی که هیچ هم غریب نیست،وای که امروزی از روزگارغریب میهنم
بین مردمانش
صحبت از نگاهت بود!!
چه کوته نظرست آنکه نگاهت را،نگاهی نو و معصومانه می بیند
متعجبم از آنکه دیدگان ناپاکی دارد
او که این همه مظلومیت و معصومیت را در دیدگان مردمانش نمی بیند
که چگونه تنها در تو دیده است این نگاه را !!!
چرا هم اکنون که تویی را با چنین نگاهی می بیند فریاد بر می آورد...
صحبت از حصار و حجاب هم نیست که نشانه آزادگی برهنگی نیست
همانطور که نشان بردگی و تحجر ، عفت و حجاب نیست
چه کوته فکرند کسانی که برهنگیت را نشان آزادی می داند
ای کاش کسی بود
ذهنش را برهنه می نمود
ای کاش مردمم آزادیشان را به آزادی افکارشان گره می زدند
ای کاش فکرها و چشم ها اسیر تن نبود
ای کاش اشکهایی که برای دشنام شنیدنت،امروز شروع به اشک ریختن می کنند
دیروزی هم برای دشنام شنیدن،ذهن محجور خواهر و برادرش اشک می ریخت!!
برهنگیت یک چیز داشت،
آن هم که آهای آدم ها...
آدم ها آدم ها...
ببینید که چقدر دیدگان ذهنتان اسیر زندان است
که این تن برادر و خواهرتان نیست که برای حجاب اسیری می کشد
این فکرشان است که در زندانست.
آهاااااااااااااااای مردمم
بدانید
دل و فکر میلیون ها دوست و رفیقم اینگونه آرزوی برهنگی می کند چه کسی گفته است او تنهاست؟؟چه تنهاست آنکه تو را تنها می بیند!!

 

امروز یه آقای ریش و پشم دار تا نشست تو تاکسی گفت ببین زنیکه (گلشیفته فراهانی) با لخت شدنش چطوری آبرومون رو تو دنیا برد. به شعور همه توهین کرده فلان فلان شده.راننده برگشت نگاش کرد و گفت: "مردحسابی سی سالِ مادرت رو آوردن جلو چشمت، به شعورت توهین نشده، آبروت نرفته؟ طرف دوست داشته لخت شده. دست تو جیبت کرده مگه؟ تو مملکت اختلاس شده رقمش تو ماشین حساب جا نمی شه، هیشکی به شعورش توهین نمی شه،هر روز میری مغازه خرید،ماست و شیر و تخم مرغ قیمتش با دیروز فرق کرده، به شعورت بر نمیخوره؟ اصلا تو شعور داری؟"

فکر میکردم توهمدردی ، ولی نه تو هم ، دردی


شنبه 24 دی 1390

اربعین آمد ...

   نوشته شده توسط: شهاب    

به یاد  کربلا دلها غمین است / دلا خون گریه کن چون اربعین است
اربعین سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین بر همگان تسلیت باد




شنبه 10 دی 1390

اندر حکایات شروع سال 2012

   نوشته شده توسط: شهاب    

سال جدید میلادی آغاز می‌‌شود.یک سال از عمر زمین کم می‌‌شود. یک سال به حماقت انسان افزوده می‌‌گردد.سالی‌ جدید با جهانی‌ کنترل شده تر.سالی‌ جدید با دروغ‌هایی‌ جدید تر.جهانی‌ آلوده تر.اتمی‌ تر.جشن فروش اسلحه و مواد و دخترکان زیر ۱۸.نابودی حیوان و فساد انسان.سال کلیسا،مسجد.سال پاپ،خاخام،آقا.سال بابا نوئل با کلاه بوقی و دست‌های خالی‌ در آفریقا.سال جنگ‌های جدید،نفت،دموکراسی ،تلویزیون،تبلیغ و ...

اما ما که در انتظار هیچ چیز نیستیم.،ما به گریه دار‌ترین شکل ممکن تنهائیم.

هرچند تلخ ولی واضح،واقعی،روشن،کوبنده و ... می گفتند امسال پایان دنیاست، شاید ... بی خیال باقی مایه سر درد است.این نیز بگذرد


جمعه 4 شهریور 1390

آخرین جمعه رمضان هم رفت و تو نیامدی ...

   نوشته شده توسط: شهاب    

این دیده نیست قابل دیدار روی تو / چشمی دگر بده تا تماشا کنم تو را

تو در میان جمعی و من در تفکرم / کاندر کجا روم و پیـــدا کنم تو را

اگر با آمدن "آفتاب" از "خواب" بیدار شویم نمازمان قضاست ...


پنجشنبه 27 مرداد 1390

سومین جمعه رمضان و تسلیت شهادت حضرت علی (ع)

   نوشته شده توسط: شهاب    

کی شود یا رب امام منتظر مهدی بیاید / آن ولی الله غایب از نظر مهــــــــــــدی بیاید

در دل ما آرزویش بر لب ما گفتگویش / چشم محرومان بسویش کی ز در مهدی بیاید

باز هم جمعه شد و غصه من تازه شده / درد این بی خبری بی حــد و اندازه شده

باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم / باز از دوری تو خسته و درمانده شدم

پیشاپیش فرارسیدن لیالی قدر و شهادت جانسوز اولین امام شیعیان حضرت علی (ع) بر همگان تسلیت باد

التماس دعا در این لیالی عزیز


جمعه 21 مرداد 1390

دومین جمعه ماه مبارک رمضان

   نوشته شده توسط: شهاب    

فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد

ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟

لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت داری ، آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ، با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران!!!

می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟؟؟

باز به انتظار تو جمعه غروب می شود / اگر بیایی از سفر ، آه چه خوب می شود

با تشکر از دوست عزیزم منتظر که زحمت ارسال شعر رو کشیدند.


تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس